X
تبلیغات
زولا
RSS



بگذارید کناربدنش گریه کنم

بگذارید به بی سرشدنش گریه کنم


تا که سر داشت نشد پاک کنم خون سرش

مهلتی نیست که چون زخم تنش گریه کنم


بگذارید گلم را که فتاده است به خاک

کنم از چادر مادر کفنش گریه کنم

 

چه غریبانه صدازد که مرا آب دهید

بگذاریدبه سوز سخنش گریه کنم

 

ساربانان مزنیدم به خدا خواهم رفت

اندکی صبر کنار بدنش گریه کنم


شاعر: سید محمد جوادی